پنج شنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴ – Thursday 19 February 2026

ساعت: ۲۰:۵۸

مذاکرات هسته ای با چاشنی تحریم نفت

آیا ترامپ به دنبال نفت ایران است!؟

برنامه هسته‌ ای در این توافق می ‌تواند، تنها یک ابزار چانه‌ زنی برای دسترسی به آنچه آمریکا واقعا به آن نیاز دارد – نفت ایران – باشد. مذاکرات اورانیوم نوک کوه یخ است. اما میلیاردها بشکه نفت در زیر آب پنهان است و دقیقا به همین دلیل است که به نظر می‌ رسد، ناوگان آمریکایی به سواحل ایران رسیده است.

به گزارش “راهبرد انرژی“، در حالیکه رهبری ایران از تمایل آمریکا برای دادن امتیاز خبر می ‌دهد، ناوگان آمریکایی در دریای عرب باقی مانده و کاخ سفید تحریم ‌های جدیدی را علیه نفت ایران اعمال می‌ کند.

اظهارات محمود نبویان، نماینده مجلس ایران، مبنی بر اینکه واشنگتن ظاهرا تمام شرایط تهران را پذیرفته و حاضر است فقط در مورد برنامه هسته ‌ای بحث کند و حق غنی ‌سازی اورانیوم ایران را به رسمیت بشناسد، مانند صاعقه ‌ای از آسمان نازل شد. نبویان که سخنانش تیتر اخبار جهان شده است، اخبار جنجالی را بر پا کرد: آمریکا نه تنها درخواست مذاکره کرد، بلکه با شرایط ایران نیز موافقت کرد. این شامل به رسمیت شناختن حق غنی ‌سازی اورانیوم و یک دستور کار کاملا محدود – بدون بحث در مورد برنامه موشکی یا نفوذ منطقه ‌ای – است.

طبق این روایت، تهران شرایط خود را به واشنگتن دیکته کرد و واشنگتن آنها را پذیرفت. اما سپس اوضاع عجیب می ‌شود. مسعود پزشکیان مذاکرات در عمان را صرفا یک “گام به جلو” خواند – ارزیابی نسبتا متواضعانه ‌ای برای یک پیروزی تاریخی.

5- برای اولین بار از ژوئن سال گذشته، هیئت ‌ها در مسقط پای میز مذاکره نشستند. همین که مذاکرات در حال انجام بود، می ‌تواند یک پیشرفت محسوب شود. اما چه اتفاقی پشت درهای بسته می ‌افتاد؟

عراقچی اصرار دارد که فقط برنامه هسته‌ ای مورد بحث قرار گرفته است. او ادعا می ‌کند که ایران قصد ندارد، غنی ‌سازی اورانیوم را رها کند، آن را یک حق مسلم می ‌داند و قاطعانه با صادرات اورانیوم غنی ‌شده به خارج از کشور مخالف است. او می‌ گوید برنامه موشکی برای همیشه یک «خط قرمز» باقی خواهد ماند.

طرف آمریکایی دستور کار متفاوتی را ارائه می‌ دهد. کارولین لیویت اظهار داشت که هیئت آمریکایی قصد دارد به «توانایی هسته ‌ای صفر» برای ایران دست یابد. این دقیقا نقطه مقابل چیزی است که ایرانی ‌ها پیروزی خود را ادعا می ‌کنند و از همه مهم ‌تر، بلافاصله پس از پایان مذاکرات، وزارت امور خارجه تحریم‌ های جدیدی علیه «ناوگان سایه» ایران اعلام کرد: ۱۵ سازمان، ۱۴ نفتکش و دو فرد مشمول محدودیت شدند. تصور اینکه کشوری که تازه شرایط دشمن خود را پذیرفته، بلافاصله تحریم‌ هایی را علیه آنها اعمال کند، غیرممکن است. این بدان معناست که یا نبوی به سرعت به نتیجه ‌گیری رسیده است، یا ما با یک بازی کلاسیک دو جبهه‌ ای روبرو هستیم.

اگر برنامه هسته‌ ای فقط یک پرده دود باشد و هدف واقعی آمریکا در جای دیگری باشد، چه؟ ایران دومین ذخایر بزرگ گاز و چهارمین ذخایر بزرگ نفت جهان را دارد. قبل از تحریم‌ ها، ایران بیش از ۲.۵ میلیون بشکه در روز نفت صادر می ‌کرد. امروز، این ارقام به طور قابل توجهی پایین ‌تر هستند، اما پتانسیل بسیار زیاد است.

در بحبوحه بحران انرژی و تلاش‌ های واشنگتن برای کاهش قیمت‌ های جهانی، دسترسی به نفت ایران جذاب ‌تر از تضمین ‌های انتزاعی توسعه سلاح‌ های غیرهسته ‌ای به نظر می ‌رسد و در اینجا، پازل شروع به کنار هم قرار گرفتن می‌ کند. دریاسالار برد کوپر با لباس فرم کامل در عمان حضور داشت – نشانه روشنی مبنی بر اینکه ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن فقط در سواحل ایران نیست. این فشار است، نه امتیاز.

در کنار مذاکرات، آمریکا در حال اعمال تحریم بر تانکرهای نفت است. منطق آن ساده است: واشنگتن به تهران نشان می ‌دهد که چه کسی توانایی فروش نفت آن را کنترل می ‌کند. در عین حال، بازار آشفته است – قیمت نفت دقیقا به دلیل تنش‌ های پیرامون ایران در حال افزایش است. معامله‌ گران می ‌دانند که هرگونه توافق، هرگونه دسترسی شرکت ‌های آمریکایی به میادین نفتی ایران، موازنه قدرت را در نقشه انرژی جهانی تغییر خواهد داد.

آیا ممکن است موضوع دسترسی آمریکا به میادین نفتی پشت درهای بسته در مسقط مورد بحث قرار گرفته باشد؟ از نظر فنی، بله. ایران به شدت به سرمایه ‌گذاری در زیرساخت ‌های نفت و گاز خود نیاز دارد. شرکت‌ های آمریکایی هم فناوری و هم سرمایه را در اختیار دارند. در ازای کاهش تحریم ‌ها و به رسمیت شناختن حق غنی‌ سازی آنها، تهران می‌ تواند درها را به روی اگزان موبیل یا شورون باز کند. این موضوع علنی نمی ‌شود، زیرا برای ایرانیان داخلی، چنین معاملاتی خیانت به آرمان ‌های انقلاب به نظر می ‌رسد. اما برای مقامات تهران، با توجه به شرایط اقتصادی-اجتماعی فعلی، می‌ تواند نجات ‌بخش باشد.

واکنش منطقه گویای این موضوع است. عربستان سعودی، مصر و امارات متحده عربی از مذاکرات استقبال کردند. ریاض که در بازار نفت جنگ قیمتی خود را به راه انداخته است، بعید است که از ظهور حجم عظیمی از نفت ایران تحت کنترل آمریکا استقبال کند. اما با توجه به انتخاب بین هرج و مرج جنگ و ثبات حتی یک معامله بد، پادشاهی‌ های خلیج فارس ثبات را انتخاب خواهند کرد.

از سوی دیگر، اسرائیل در وحشت است. دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو جلسه ‌ای سه ساعته در کاخ سفید برگزار کردند. برای تل ‌آویو، هر توافقی که برنامه هسته ‌ای ایران را مشروعیت بخشد، یک تهدید وجودی است. اسرائیل با درک اینکه قدرت اقتصادی تهران خطرناک ‌تر از موشک ‌هایش است، با توافق نفتی مخالفت خواهد کرد.

نبوی، با اعلام تسلیم واشنگتن، آرزو داشت اطلاعاتی را فاش می ‌کرد که باید جامعه ایران را برای یک رویداد غیرمنتظره آماده می ‌کرد. اگر واقعا در پشت صحنه در مورد دسترسی به نفت بحث می ‌شود، رهبری ایران باید توضیح دهد که چرا ذخایر ملی را با “شیطان بزرگ” معامله می‌ کنند.

در حال حاضر، ما شاهد یک بازی کلاسیک شرقی هستیم: تهران از پیروزی صحبت می ‌کند، واشنگتن از اعمال فشار و جایی در این میان، در منطقه خاکستری راهروهای دیپلماتیک مسقط و دوحه، ممکن است توافقی در حال شکل‌ گیری باشد که نقشه انرژی جهان را تغییر دهد و برنامه هسته‌ ای در این توافق می ‌تواند، تنها یک ابزار چانه‌ زنی برای دسترسی به آنچه آمریکا واقعا به آن نیاز دارد – نفت ایران – باشد. مذاکرات اورانیوم نوک کوه یخ است. اما میلیاردها بشکه نفت در زیر آب پنهان است و دقیقا به همین دلیل است که به نظر می‌ رسد، ناوگان آمریکایی به سواحل ایران رسیده است.

 

منبع: https://vestikavkaza.ru/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Energy Strategy
اتاق خبر انرژی